شمس الدين محمد كوسج
248
برزونامه ( بخش كهن ) ( فارسى )
به گفتار شيرين چنانم ببست * كه پيمان او را نيارم « 1 » شكست مرا اين زمان گشت بر دل درست * كه اين نامور گرد از تخم توست گمانم چنان بود كاين « 2 » نامور * ز دانش ندارد همى پاى و پر « 3 » به چاره ز پيران ويسه مه « 4 » است * به دانش ز داننده دستان به « 5 » است نشايد ز پيمان كنون بازگشت * كه پيمان چنين بود در « 6 » پهندشت ببوسيد برزوى روى زمين * همان رستم و نامداران كين به برزو چنين گفت پس شهريار * ميان را ببند از پى كارزار به جنگ سپهدار هشيار باش * سرت را ز دشمن نگهدار باش كه در جنگ شير است پور پشنگ * دل شير دارد ، دو چنگ پلنگ به ميدان به مردى و كينه « 7 » دگر * چنو كس نبندد به گيتى « 8 » كمر سپهدار دستان و برزوى شير * فريبرز كاوس گرد « 9 » دلير برو بر همى آفرين خواندند * ورا شهريار زمين خواندند وز آن پس چنين گفت برزوى شير * به خسرو كه اى نامدار « 10 » دلير به بخت تو اكنون به ميدان كين * كنم دشت مانند درياى چين به پيكان بپوشم رخ آفتاب * كنم روز ، تيره بر افراسياب به كين سياوش به ميدان جنگ * كنم سرخ « 11 » از خون پور پشنگ ببيند به ميدان مرا « 12 » شهريار * كه با دشمنش « 13 » چون كنم كارزار
--> ( 1 ) . ن ، س : نشايد . ( 2 ) . ن ، س : بد كه اين . ( 3 ) . س : سر ؛ ن : بال و پر . ( 4 ) . ن : به . ( 5 ) . ن : مه . ( 6 ) . ن ، س : بر . ( 7 ) . ن ، س : كينه به مردى . ( 8 ) . ك : مردى ؛ متن : ن ، س ، پ . ( 9 ) . ن : به خسرو كه اى شهريار . ( 10 ) . ن : فريبرز و كاوس گرد . ( 11 ) . ك : تيغ . ( 12 ) . ك : مرا به ميدان ( ! ) . ( 13 ) . ك : دشمنت ؛ « ن » و « س » در اينجا عنوان دارد ، عنوان « ن » خوانده نمىشود ؛ س : گفتار در جنگ كردن برزوى سهراب با افراسياب .